دكتر عقيقى بخشايشي
1415
چهارده نور پاك ( فارسي )
كه باز نخواهم آمد " . ( 1 ) " محمد بن ابى عماد " كه كاتب امام رضا ( عليه السلام ) بود ، مى گويد : آن بزرگوار از فرزندش محمد ( عليه السلام ) با كنيه ياد مى كردند ، ( و هنگامى كه از امام جواد ( عليه السلام ) نامه يى مى رسيد ) مىفرمود : " ابو جعفر به من نوشته است . . . " و هنگامى كه ( به فرمان امام رضا ( عليه السلام ) ) به ابو جعفر نامه مىنوشتم ، او را با بزرگى و احترام مورد خطاب قرار مىداد ، و نامههايى كه از امام جواد ( عليه السلام ) مىآمد در نهايت بلاغت و زيبائى كلام بود . و نيز هم او مى افزايد از امام رضا ( عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود : پس از من ، ابو جعفر ، وصى من و جانشينم در ميان خانواده ام خواهد بود " . ( 2 ) " معمر بن خلاد " مى گويد : " امام رضا ( عليه السلام ) در حالى كه مطلبى را ياد مى كرد ، فرمودند : چه نيازى داريد اين مطلب را از من بشنويد ؟ اين ابوجعفر است كه او را به جاى خود نشاندهام و در جايگاه خود قرار داده ام ، ما خاندانى هستيم كه فرزندان ما ( حقايق و معارف و علوم را ) از پدران كاملا به ارث مى برند ( 3 ) ( منظور آن است كه همه علوم و مقامات امامت از امام قبلى به امام بعدى مى رسد ، و اين مخصوص امامان ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است نه فرزندان ديگر ائمه ) . " خيرانى " از پدرش نقل مىكند كه گفت در خراسان نزد امام رضا ( عليه السلام ) بودم ، كسى از آن حضرت پرسيد : اگر براى شما حادثه اى رخ دهد به چه كسى رجوع كنيم ؟ فرمود : به پسرم ابو جعفر . گويا ، سوال كننده سن و سال امام جواد ( عليه السلام ) را كافى نمى دانست ، امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند : " خداى متعال ، عيسى را به نبوت و رسالت برانگيخت در حالى كه سن او از سن كنونى ابو جعفر هم كمتر بود " . ( 4 ) " عبد الله بن جعفر " مى گويد : همراه با " صفوان بن يحيى " خدمت امام رضا ( عليه السلام ) شرفياب شديم ، و امام جواد ( عليه السلام ) سه ساله بود و حضور داشتند ، از امام پرسيديم : اگر حادثه يى روى
--> 1 . عيون اخبار الرضا ج 2 ، ص 216 . 2 . عيون اخبار الرضا ج 2 ، ص 340 . 3 . كافى ، ج 1 ، ص 321 ، ارشاد مفيد ص 298 . 4 . كافى ، ج 1 ، ص 322 ، ارشاد مفيد ص 299 .